چرا خدایی را که در کتاب مقدس است برگزیده‌ایم؟

خدای کتاب مقدس

طبیعت و خوی انسانی، آزادی انتخاب کردن «خدای» خود را دوست دارد. چرا خدای آشکار شده در کتاب مقدس را باید برگزید؟

بسیاری از ما تصویر خدایی «ایده ال» را در ذهن خود داریم. شاید پیش خود فکر میکنیم که خدا باید توانا باشد، بتواند با ما گفتگو کند و از ما مواظبت نماید. خصوصیات زیر تا اندازه ای به ما نشان میدهد که کتاب مقدس در مورد خدا به ما چه می‌گوید . . .

۱- ذات خداوندخدایی که بزرگتر از ما است.

بشر در سالهای اخیر گام های بلندی را در راه پیشرفت و ترقی برداشته است. ما اکنون میتوانیم طول عمر بیشتری نسبت به پیشینیان خود داشته باشیم. قادر هستیم مافوق صوت حرکت کنیم، میتوانیم از طریق صفحه کلید کامپیوتر به تمامی دنیا دسترسی داشته باشیم. اما در عین حال که در برخی از زمینه ها پیشرفت کرده ایم، از طرفی به نظر میرسد که در بسیاری از موارد از مسیر درست منحرف شده ایم. هر دهه شاهد افزایش جنایات خشونت بار، افزایش آمار طلاق و خودکشی نوجوانان هستیم. هزاران نفر در نقاط مختلف جهان به HIV مبتلا میشوند و صدها میلیون نفر گرسنگی محض را تجربه میکنند.

این فهرست را میتوان باز هم ادامه داد. برای مثال در دهه های اخیر شاهد شکسته شدن رکورد جنگهای گوناگون در میان کشورهای مختلف دنیا هستیم. اگر بشریت خود خداست، به نظر نمیرسد که وظیفه خود را به درستی انجام میدهیم. با وجود تکنولوژی پیشرفته و برتر، هنوز جنایت، طلاق، جنگهای نژادی و گرسنگی که دولت بر مردم تحمیل میکند، هنوز هم ادامه دارد. بنابراین بهتر نیست خدایی داشته باشیم که از نوع بشر بزرگتر است، خدایی که قادر است ما را فراتر از جایی که هستیم ببرد؟

خدایی که در کتاب مقدس توصیف شده است این چنین خدایی است. او مدعی است که جهان هستی را آفریده؛ او برتر است، دانای مطلق و قادر مطلق است. او از ازل بوده و همه چیز در دستان او است.

خداوند میفرماید: «من زمین را ساختم و انسان را بر آن آفریدم. دستهای من آسمانها را گسترانید.» (اشعیا ۴۵ : ۱۲) «من قادر مطلق هستم و دیگری نیست. خدا هستم و نظیر من نی.» (اشعیا ۴۶ : ۹) «من هستم الف و یا، اول و آخر، میگوید آن خداوند خدا که هست و بود و میآید، قادر علیالاطلاق.» (مکاشفه ۱ : ۸)

۲- ذات خداوند – خدایی که میتوان او را شخصاً شناخت.

این روزها این طرز فکر بسیار پر طرفدار است که خدا را نوعی میدان نیرو در نظر میگیرند که در همه چیز وجود دارد. حتی اگر قبول کنیم تمامی چیزهایی که وجود دارند لحظه به لحظه به وسیله قدرت خدا نگهداری و حمایت میشوند، باز هم باید اذعان کرد که درباره خداوند بیش از اینها میتوان گفت. برای مثال بهتر نیست خدایی داشته باشیم که بیشتر شبیه والدین مان، خواهر یا برادرمان و یا دوستمان باشد؟ کسی که بتوانیم با او حرف بزنیم، مشکلات خود را با او در میان بگذاریم، از او راهنمایی بخواهیم و زندگی را با او تجربه کنیم؟

تصور خدایی که فاقد شخصیت است، ناشناخته است و صمیمی نیست، چه مزیتی دارد؟

علیرغم عظمت و ابهت، و تفاوتی که خداوند با ما دارد، باید بدانید که خدای کتاب مقدس را میتوان شناخت. او خود مایل است تا شناخته شود. اگرچه خداوند مرئی و قابل رویت نیست، اما ما میتوانیم با او صحبت کنیم. ما میتوانیم سوالات خود را از او بپرسیم و به او گوش دهیم، او به سوالات ما پاسخ خواهد داد و ما را در زندگی راهنمایی خواهد نمود. خداوند اغلب اوقات پاسخها و راهنمایی های خود را از طریق کلام خود، یعنی کتاب مقدس به ما میدهد. بسیاری از مردم این عنوان را به کتاب مقدس داده اند: «نامه عاشقانه خدا به ما.»

یک شخص واقعاً میتواند همان رابطه ای را که با افراد نزدیک فامیل خود دارد، با خداوند داشته باشد. در حقیقت، خداوند تمامی کسانی را که او را میشناسند، فرزندان، عروس و دوستان خود خطاب میکند. پس میبینیم که خدا نمیتواند فاقد شخصیت باشد. خداوند گاهی عصبانی یا غمگین میشود، و گاهی رحمت و بخشش و گذشت و مهربانی از خود نشان میدهد. خداوند وجودی کاملاً احساساتی است. خداوند بسیار خردمند و داناست، او با شخصیت است و لطافت طبع دارد. بجز واقعیت هایی که در مورد خدا میدانیم، ما میتوانیم خدا را از نزدیک همانند یک دوست صمیمی بشناسیم. در کتاب مقدس میخوانیم: «و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستاد بشناسند.» (یوحنا ۱۷ : ۳)

۳- ذات خداوند – خدایی که قادر است در تجربیات بشر شریک باشد.

برخی اینگونه تصور میکنند که خدا از ما بسیار دور است و از ما فاصله دارد. آنها فکر میکنند که خدا جهان را خلق کرد ولی بعد آن را به حال خود رها نمود تا خود به خود اداره شود. بهتر نیست خدایی داشته باشیم که خود در جریان و عملکرد جهان هستی دخیل باشد، بخصوص در آنچه بر کره زمین اتفاق میافتد؟

آیا بهتر نیست که خداوند در ارتباط با مشکلات بخصوصی که ما انسانها با آن روبرو هستیم و یا مسئولیت هایی که بر عهده ماست و یا در مبارزاتی که با آن درگیر هستیم، دخالتی مستقیم داشته باشد؟ بهتر نیست اگر خدایی داشته باشیم که تمامی اینها را میفهمد، خدایی که خود به خوبی میداند چگونه باید زندگی در چنین دنیای خشن و ناملایمی که خودش اجازه داده است تا وجود داشته باشد را تحمل نمود؟

خدای کتاب مقدس میداند که همانند ما انسانها بودن چه معنایی دارد؟ عیسی مسیح نه تنها پسر خدا بود، بلکه او خود خداوند بود که جسم و طبیعت و خوی انسانی را به خود گرفت.

«در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.» (یوحنا ۱ : ۱) «و کلمه جسم گردید و در میان ما ساکن شد.» (یوحنا ۱ : ۱۴)

کتاب مقدس درباره پسر خدا میگوید: «که فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده و به کلمه قوت خود حامل همه موجودات بوده.» (عبرانیان ۱ : ۳) «او صورت خدای نادیده است.» (کولسیان ۱ : ۱۵) «و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.» (اشعیا ۹ : ۶)

«و چون در شکل انسان یافت شد.» (فیلیپیان ۲ : ۸) «که در وی از جهت جسم، تمامی پری الوهیت ساکن است.» (کولسیان ۲ : ۹)

«زیرا که در او همه چیز آفریده شد، آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است از چیزهای دیدنی و نادیدنی.» (کولسیان ۱ : ۱۶)

عیسی درباره خود فرمود: «کسی که مرا دید پدر را دیده است.» (یوحنا ۱۴ : ۹) «و کسی که مرا دید فرستنده مرا دیده است.» (یوحنا ۱۲ : ۴۵) «من و پدر یک هستیم.» (یوحنا ۱۰ : ۳۰)

اگر چه عیسی کاملاً مانند خدا بود، اما در عین حال کاملاً مانند انسان هم بود. او گرسنه شد، خوابید، گریست و غذا خورد. او تمامی مشکلاتی را که ما امروز با آن روبرو هستیم، تحمل نمود. بنابراین کتاب مقدس میفرماید: «این کاهن اعظم از ضعف های ما بیخبر نیست، زیرا او خود در همین امور وسوسه شد، اما حتی یک بار هم به زانو در نیامد و گناه نکرد.» (عبرانیان ۴ : ۱۵)

پس خدای کتاب مقدس از درد و رنج، و شریری که در دنیای ما وجود دارد، جدا و به دور نماند. او زندگی را با سختیهای آن تحمل نمود همانطور که ما نیز باید تحمل کنیم. در حقیقت او طی مدتی که بر روی زمین بود، بسیار متواضعانه و فروتنانه زندگی کرد. او در خانه ای محقر به دنیا آمد، از لحاظ ظاهری جذاب نبود، با تبعیض و تعصب و تنفر مواجه شد، حتی دوستان و خویشاوندانش او را درک نکردند و بالاخره با بیعدالتی تمام به صلیب کشیده شد.

۴- ذات خداوند – خدایی که واقعاً به ما علاقمند است و از ما مواظبت می‌کند.

اغلب ما مایل هستیم تا از جانب دیگران پذیرفته شده و آنها ما را دوست بدارند. ما میخواهیم که مردم واقعاً برای ما اهمیت قائل شوند و این علاقه صرفاً بیان کلمات ظاهری نباشد. ما میخواهیم که علاقه آنها به وسیله اعمالشان برای ما ثابت شود. آیا همین انتظار را از خدا نداریم؟ یعنی منظورم این است که آیا این یک وضع ایده ال نبود اگر خداوند علاقه و عشق خود را با دلیل و مدرک قابل لمس به ما ثابت میکرد؟

خدای کتاب مقدس واقعاً ما را دوست دارد. او این حقیقت را در کلام خود بازگو کرده است. در حقیقت، کتاب مقدس میفرماید: «زیرا خدا محبت است.» (اول یوحنا ۴ : ۸) و باز میخوانیم: «خدا محبت است.» (اول یوحنا ۴: ۱۶) اما کلمات به اندازه اعمال بیانگر علاقه و محبت نیستند و باعث ایجاد ارتباط نمیشوند. در اینجا است که متوجه میشویم خدای کتاب مقدس چقدر با هیبت و بی نظیر است. او در عمل به ما نشان داد که تا چه اندازه ما را دوست دارد.

«و محبت خدا به ما ظاهر شده است به اینکه خدا پسر یگانه خود را به جهان فرستاده است تا به وی زیست نماییم. و محبت در همین است، نه آنکه ما خدا را محبت نمودیم، بلکه اینکه او ما را محبت نمود و پسر خود را فرستاد تا کفاره گناهان ما شود.» (اول یوحنا ۴ : ۹ – ۱۰) «زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد، هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.» (یوحنا ۳ : ۱۶)

خدای کتاب مقدس میفرماید که او کامل و مقدس است. «خدا نور است و هیچ ظلمت در وی هرگز نیست.» (اول یوحنا۱ : ۵) همین گونه نیز او طالب رابطه ای پاک و مقدس است. به همین خاطر خدا پسرش را فرستاد تا راهی مهیا سازد که ما نیز در مقابل او پاک و مقدس شویم. عیسی در دوران زندگی خود، به لحاظ اخلاقی، عاری از هر گناه و کامل زندگی کرد. اما او را تازیانه زدند، شکنجه اش کردند و او را به صلیب کشیدند. چرا؟ به خاطر اینکه مجازاتی برای تمامی حرفها، کارها و افکار نادرست ما (که گناهان نامیده میشوند) باشد. به عبارتی او به جای ما و بابت گناهان ما مْرد. در کتاب مقدس میخوانیم: «زیرا او را که گناه نشناخت، در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت شویم.» (دوم قرنتیان ۵ : ۲۱)

«جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هر یکی از ما به راه خود برگشته بود و خداوند گناه جمیع ما را بر وی نهاد.» (اشعیا ۵۳ : ۶)

خداوند به قدری ما را دوست داشت که پسر خود را فرستاد تا به جای ما و به خاطر گناهان ما بمیرد. از اینجا معلوم میشود که خدا تا چه اندازه مایل بود تا ما را بشناسد. او حاضر بود هر کاری که لازم باشد انجام دهد… و باید تکلیف گناهان ما روشن میشد. اکنون ما میتوانیم بخشش کامل خدا را دریافت کرده و یک رابطه بدون مانع را با خداوند آغاز کنیم.

۵- ذات خداوند – خدایی که همه چیز را تحت کنترل خود دارد.

شاید با خود فکر کنید که تمامی اتفاقات ناگوار و وحشتناک در این جهان ثابت میکنند که یک خدای قادر مطلق وجود ندارد. اینطور نیست؟ نه لزوماً اینطور نیست. حتی یک خدای کامل و بی نقص هم ممکن است زمانی اجازه دهد تا رویدادهای ناگوار به عنوان قسمتی از نقشه والاتر او، اتفاق بیفتند. خداوند به خوبی بر این موضوع واقف است که در چه زمانی چه اتفاقی رخ خواهد داد و به خاطر نقشه عالی ای که دارد اجازه میدهد که اینگونه باشد.

خدای کتاب مقدس اینچنین خدایی است. او مدعی است که بدون فرموده او هیچ چیز بر روی زمین اتفاق نمیافتد. او کاملاً بر همه چیز تسلط و حکمفرمایی دارد. «کیست که بگوید و واقع شود اگر خداوند امر نفرموده باشد.» (مراثی ۳ : ۳۷) «آخر را از ابتدا و آنچه را که واقع نشده از قدیم بیان میکنم و میگویم که اراده من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرت خویش را به جا خواهم آورد.» (اشعیا ۴۶ : ۱۰) «مشورت خداوند قائم است تا ابدالآباد؛ تدابیر قلب او تا دهرالدهور.» (مزمور ۳۳ : ۱۱) «فکرهای بسیار در دل انسان است، اما آنچه ثابت ماند مشورت خداوند است.» (امثال ۱۹ : ۲۱)

البته این بدان معنا نیست که خداوند از هر آنچه اتفاق میافتد راضی و خشنود است. برای مثال عیسی به شاگردان خود آموخت که چگونه باید دعا کنند و یکی از بیانات کلیدی در این دعا از این قرار است: «اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.» (متی ۶ : ۱۰) اراده خداوند همواره در بهشت و در آسمان بجا آورده میشود، ولی نه بر روی زمین. علیرغم اینکه خداوند قدرت عالیه است و بر همه چیز تسلط دارد، او تمامی اتفاقاتی را که بر زمین میافتد دوست ندارد. اما او به یک دلیل اجازه میدهد که این اتفاقات بیفتند (اراده اجازه دهنده او)، شاید به خاطر بخشی از آزادی انتخابی که ما به عنوان انسان از آن برخوردار هستیم.

با تمام این تفاصیل، خدای کتاب مقدس برای ما نقشه ای تدارک دیده است و تا زمانی که آن را عملی نسازد آرام نخواهد گرفت. «تا مقاصد دل او را به جا نیاورد و به انجام نرساند بر نخواهد گشت.» (ارمیا ۲۳ : ۲۰) این نقشه عالی چیست؟ هدف نهایی خداوند این است که در مکانی غیر از آنچه اکنون آن را تجربه میکنیم، با انسان ساکن شود. درباره دنیای دیگر، خداوند میفرماید: «اینک خیمه خدا با آدمیان است و با ایشان ساکن خواهد بود و ایشان قومهای او خواهند بود و خود خدا با ایشان خدای ایشان خواهد بود. و خدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد. و بعد از آن موت نخواهد بود و ماتم و ناله و درد دیگر رو نخواهد نمود زیرا که چیزهای اول درگذشت.» (مکاشفه ۲۱ : ۳ – ۵)

۶- ذات خداوند – خدایی که به زندگی معنا و هدف می‌بخشد.

زمانی را به خاطر بیاورید که یک پروژه یا کار مهم را به پایان رساندید، احتمالاً احساس خوبی را که موقع رسیدن به هدفتان داشتید به یاد میآورید. اما آیا این تمامی آن چیزی است که شما در زندگی به دنبالش هستید؟ آیا این کافی است که فقط به یک جایی برسیم؟ آیا این امکان وجود دارد که خداوند شما را برای هدفی خلق کرده باشد و قادر باشد شما را هدایت نماید تا آن هدف را تجربه کنید؟

بلی، خدای کتاب مقدس میتواند این کار را انجام دهد. او به ما وعده داده است که قادر است زندگی ما را معنادار و هدف دار سازد. از طریق ایجاد رابطه با خدا ما میتوانیم «کارهای نیکو که خدا قبل مهیا نمود تا در آنها سلوک نماییم» (افسسیان ۲ : ۱۰) را انجام دهیم. ما قادر هستیم تا تغییرات مثبتی در زندگی دیگران ایجاد نماییم. ما میتوانیم قسمتی از نقشه عالی خداوند باشیم.

خدای کتاب مقدس همچنین میگوید، اگر ما ارتباطی لحظه به لحظه و تنگاتنگ با او داشته باشیم، او قدمهای ما را هدایت خواهد کرد، طوری که قادر خواهیم بود کارهایی را انجام دهیم که باعث خشنودی خدا شده و در عین حال همواره به نفع و سود ما نیز باشد. «در همه راه های خود او را بشناس، و او طریقهایت را راست خواهد گردانید.» (امثال ۳ : ۶) مفهوم این گفته این نیست که از این به بعد زندگی شما کاملاً مبدل به یک زندگی کامل و عالی خواهد شد. باز هم بیماری، مشکلات زندگی و شکست های شخصی در زندگی شما وجود خواهد داشت. زندگی شما بی عیب و نقص نخواهد شد ولی یک زندگی غنی تر را تجربه خواهید نمود. خداوند میفرماید که فواید شناخت او از این قرار است: «لیکن ثمره روح، محبت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان و تواضع و پرهیزکاری است.» (غلاطیان ۵ : ۲۲)

۷- ذات خداوند – خدایی که کمال و غایت را به ما تقدیم می‌نماید.

ما همواره در جستجوی عشق و طالب پذیرفته شدن از جانب دیگران هستیم، و اغلب به دنبال دستیابی به کمال و احساس رضایت کامل در زندگی میباشیم. به نظر میرسد یک تشنگی یکسان و مشترک در بین همه ما وجود دارد که مشتاق است تا سیراب شود. اما اگرچه ما سعی میکنیم تا این تشنگی را با چیزهایی از قبیل پول و ثروت، دارایی و املاک، روابط عاشقانه و یا حتی تفریح و سرگرمی فرو نشانیم، ولی می بینیم که قانع و راضی نمیشویم. آیا حضور خدایی که بتواند این تشنگی را فرو نشانده و باعث ایجاد رضایت و خشنودی در ما گردد، عالی و فوق العاده نیست؟

خدای کتاب مقدس یک زندگی با حداکثر رضامندی ممکن را به ما تقدیم میکند. عیسی فرمود: «من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند.» (یوحنا ۱۰ : ۱۰)

عیسی همچنین فرمود: «من نان حیات هستم. کسی که نزد من آید، هرگز گرسنه نشود و هر که به من ایمان آرد، هرگز تشنه نگردد.» (یوحنا ۶ : ۳۵) بنابراین خدای کتاب مقدس به ما قول میدهد که آن اشتیاق و میل درونی را که هیچ چیز دیگری ظاهراً قادر نیست در ما فرو نشاند، با حضور خودش در ما سیراب نماید (احتمالاً خداوند ما را اینگونه آفریده که دقیقاً همین اتفاق نیز بیفتد)

خدای ایده آل

به گفته کتاب مقدس، تنها یک خدای حقیقی وجود دارد، تنها یک خالق که همه چیز را آفریده است. و آن خدا، یک خدای «ایده ال» است. ما نمیتوانیم آرزو کنیم که خدای دیگری وجود داشته باشد، اما حتی اگر میتوانستیم این آرزو را بکنیم، چرا باید این کار را میکردیم؟ خدای حقیقی ما بهترین خدای ممکن است.

با این مقاله، تنها نگاهی اجمالی و سطحی به خدای کتاب مقدس انداختیم. اگر شما مایل هستید تا در این مورد بیشتر تحقیق و جستجو کنید، میتوانید «انجیل یوحنا» را از کتاب مقدس مطالعه کنید. اگر شما صادق هستید و اگر خدای کتاب مقدس واقعی است، پس آیا این احتمال وجود ندارد که او خود را بر شما آشکار سازد؟ «من دوست میدارم آنانی را که مرا دوست میدارند. و هر که مرا به جد و جهد بطلبد مرا خواهد یافت.» (امثال ۸ : ۱۷) «سوال کنید که به شما داده خواهد شد؛ بطلبید که خواهید یافت؛ بکوبید که برای شما باز کرده خواهد شد.» (متی ۷ : ۷)

آیا برایتان جالب است بدانید که چگونه میتوانید با این خدای ایده ال آشنا شوید؟ اساساً آغاز ارتباط با خدا بسیار شبیه به شروع یک رابطه ازدواج است. برای ازدواج تصمیم میگیرید که با میل و اشتیاق با شخص مقابل رابطه ای را شروع کنید. در مورد خدا نیز به همین صورت عمل میکنید. فقط کافی است با خلوص نیت و صادقانه به خدا بگویید: «بلی، موافقم»

عیسی مسیح به خاطر گناهان ما جان خود را فدا کرد. او سه روز بعد از مردگان قیام نمود و امروز صحیح و سالم و زنده در کنار ما است. او اکنون زندگی جدیدی را به ما پیشنهاد میکند، به شرط آنکه ما نیز به نوبه خود برای بخشش گناهانمان به او اعتماد کنیم. «و اراده فرستنده من این است که هر که پسر را دید و بدو ایمان آورد، حیات جاودانی داشته باشد و من در روز بازپسین او را خواهم برخیزانید.» (یوحنا ۶ : ۴۰)

خداوند هیچ انسانی را بزرگ نمیشمارد. او همه انسانها را به شکل خود خلق نمود. بدین سان خانواده ابدی او به این شکل توصیف شده است: «گروهی عظیم که هیچکس ایشان را نتواند شمرد، از هر امت و قبیله و قوم و زبان.» (مکاشفه ۷ : ۹)

وجود هیچ گناهی در زندگی شما مانع از ایجاد رابطه با خدا نمیشود. عیسی بار تمامی گناهان ما را بر روی صلیب بر دوش گرفت. اکنون این به عهده شماست که بدون در نظر گرفتن اینکه در گذشته مرتکب چه گناهانی شده اید، به این حقیقت ایمان آورید که عیسی به خاطر گناهان شما و به جای شما مْرد و جریمه گناهان شما را پرداخت نمود.

زمانی که شما رابطه خود را با خدا آغاز میکنید، باید بدانید که این رابطه تا به ابد ادامه دارد. رابطه شما با خدا بایستی رابطه ای زنده و کاربردی در زندگی کنونی شما باشد، رابطه ای که با گذشت زمان روندی رو به رشد خواهد داشت. همانند هر رابطه دیگری، رابطه شما با خدا نیز بالا و پایین و پستی و بلندیهای خاص خود، و همچنین شادیها و غمها را به همراه خود خواهد داشت. اما شما با خدایی در ارتباط خواهید بود که شما را به همین دلیل خلق کرده است تا او را بشناسید.

آیا احساس میکنید که خداوند تلاش میکند تا وارد قلب شما شود؟ عیسی فرمود: «اینک بر در ایستاده میکوبم؛ اگر کسی آواز مرا بشنود و در را باز کند نزد او در خواهم آمد.» (مکاشفه ۳ : ۲۰) اگر مایل هستید هم اینک خدا را به زندگی خود دعوت کنید، پیشنهاد میکنیم این دعا را بخوانید تا او شما را هدایت نماید: (اگرچه لازم به ذکر است که این کلمات نیستند که اهمیت دارند، بلکه صداقت و نیت قلبی شماست که مهم است)

«خدای عزیز، من اعتراف میکنم که گناهکار هستم. از تو متشکرم که تمامی گناهان مرا بر روی صلیب به وسیله عیسی مسیح بر خود گرفتی. میخواهم بخشش تو را پذیرفته و با تو ارتباط برقرار کنم. از تو خواهش میکنم به عنوان منجی و خداوندم وارد زندگی ام شوی. از امروز به بعد خداوند زندگی من باش و از من آن وجودی را بساز که مایل هستی باشم.»

موضوعات مرتبط :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

خدا کجاست؟

ممکن است یک نفر بگوید: «خدا را به من نشان بده.» – اما اگر خداوند یک خدای نامرئی و نهان باشد چه؟ فرض کنید دو…

بلی یا خیر

خدا کیست؟ خدا چه شکلی است؟ شش ویژگی اختصاصی در رابطه با صفات خدا . . . خدا کیست . . . میتوان او را…